سيد محمد كمره اى
277
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
صمصام و سوسياليستها ساعت دو از شب بيرون آمده ، منزل دكتر سيد محمد خان رفته ، نبود . منزل آقا ميرزا زين العابدين خان پسر حاج لطف الله رفته ، قدرى صحبت از تشكيل و اينكه تشكيليون قديم با صمصام السلطنه بههم خواهند زد ، چون سوسياليستها را روى كار آورده ، نظام السلطان را حاكم ، ذكاء الدوله حاكم ، فهيم الملك را معاون ماليه و اين مرد با دمكراتها هيچ همراه نيست . تحصن در حضرت عبد العظيم بعد ميرزا سيد مصطفى خان رئيس كميسرى سنگلج آمده اظهار داشت مسجد شاهىها عصر به حضرت عبد العظيم رفتند . كالسكه امامجمعه را هم به جهت ميرزا على اكبر ساعتساز و واعظزاده آورده ، آنها هم سوار شده رفتند . از صحبت ميرزا سيد مصطفى خان معلوم شد كه مساعد با وثوق الدوله است . ميرزا زين العابدين هم با بينش معلوم بود بد است ، از ناظم التجار و واعظزاده و دكتر حسن خان بد نمىگفت . معلومم نشد كه اين حرفهايش حقيقى است يا پلتيكى ؟ ! بعد بلند شده به منزل معتمد الدوله رفته ، نبود . سوار واگون در چراغگاز دم كوچهء خانه مشكوة الدوله كالسكه و درشكههاى زيادى ايستاده بود . گفتند ميرزا هاشم خان كه سابق مدير اداره روس در وزارت خارجه بود ديروز به مرض كلرا مرده و تمام سران سابق مملكت ، وثوق الدوله ، قوام الدوله ، نصرت الدوله و غيره همه آنجا بودند . خبرهاى روز در حجره خلخالى بعد رد شده درب شمس العماره از واگون پياده ، ساعت سه و نيم به مغازه خلخالى رفته با آقا شيخ احمد رشتى مشغول صحبت بودند . من هم رسيده قدرى صحبت جنگل شد . آقا شيخ احمد از اخبار رشت جنگلىها كه با انگليسىها مصادمه [ كردهاند سخن گفت . اما ] مغلوب يا غالب شدن آنها را اظهار داشت نمىدانم . قدرى هم از مسجد شاهىها كه دستگاه را به حضرت عبد العظيم بردهاند و پنج نفر پول به آنها داده و مىدهد ؛ وثوق الدوله ، نصرت الدوله ، سپهدار ، سپهسالار ، شعاع السلطنه . اين مطلب را خلخالى اظهار